تبليغاتX
بنویس از سر خط

بنویس از سر خط

چلام؟

خوفین؟

من خوفم بد بودم امیرعلی آرومم کرد

کتابامم خوبن سلام به همتون میرسونن

به جوووووووووووون خودم هم درس میخونم هم تست میزنم

(قوبون تست زدنت دختله بابا(از طرف امیرعلی))

..................................................................

نمیدونم چرا تا میام بنویسم هنگ میکنه

 مغز ملوسم(چقد خودتو تحویل میگیری؟؟؟؟)

این چند روز روزای خیلی سختی بودن

 هم واسه من هم امیر علی

وااااااااااااااااااااای یادم که میاد سرم سوت میکشه

ولی منو امیرم 2 تاییمون بچه پروییمو به این زودی کم نمیاریم

قراره تا آخره آخرش با هم باشیمو

بهم برسیم( یا خدا رسیدنمون دسته تو )

یادم به اون شب

که امیر گفت: بغض گلومو گرفته ولی دیگه اشک ندارم

.............میوفته دلم میشکنه

اولین بار بود امیرواینجور دیدم

فدات بشم عسیسه دلم..........

قوربونت برم ...................

وقتی ناراحته یا عصبانی اصلا به رو خودش نمیاره

خونسرد خونسرده ..................

اون شبم که گریه کرد

تقصیر مشکلمون بود ولی تمصیم گرفتیم

 1 مدت صبر عیوبو قرض بگیریم

تا آبا از آسیاب بیوفته و

 بابا جوووووووون(پدر امیر)از خر شیطون بیاد پایین

____بابایی (بابای امیرعلی) تو که منو درس داشتی .....من عروس گلت بود پس چی شد؟؟؟؟

____مامان (مامان امیرعلی)تو چی؟تو چرا دیگه دوسم نداری؟؟؟؟؟؟

تویی که هر وقت باهات حرف میزدم

همش قربون صدقه م میرفتی چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من دوستتون دارم

خدایا کمکم کن بخاطر امیر بتونم رفتار

 باباو مامان و که باهام بد شدنه تحمل کنم

فعلا تنهاکسی که به رابطه من و امیرعلی کار نداره مامان منه

که عاشق امیر علی و خییییییییللی دوسش داره

و میگه هوا همو داشته باشین

اگه کل دنیا هم مخالف باشن بهم میرسین

( فدای مامان چیز فهمم بشم)

فکر کنم متوجه شده باشین مشکلمون چیه؟؟؟

 

خیلی الان خوشحالم.........

امیر علی هم 12 میزنگه

شادیمو باهاش تقسیم میکنم

امیرعلی نفسم تا آخرش هستم

اینم میدونم که خیییییییییلی سختی داریم

+نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت23:23توسط جوجه موچکولو (بهار شیطووووووون) | |

چلام(سلام)

1 چلام جدید جدید

اوبین؟؟؟؟؟(خوبین؟)

چطولین؟؟؟؟؟؟؟(چطورین؟؟)

اااااااااااااااااااخوب استه (خسته) شدم

بلین(برین)مهدچودک(مهدکودک) زبون نی نی ا رو یاد بگیلین(بگیرین)

این بلاگ (وبلاگ)دیگه کل حرفامو توش می نویسم

آردسشم فقط به بعضی دوچام(دوستام)دادمه

اگه تو این بلاگم کسی باچه (باشه)که بخواد اذیتم کنه

 از اینجام میرم و دیگه دوچش ندالم(دوسش)

دیر دیر آپ میکنم چون خیرسرم کنکوریم

نیـــــــــــــــــــــــس که خیلی درس خونم

خداییش خیلی میخونم

 

بعضی آپام کامنت دونیشو میبندم چون ..............................

کامنت دونیم اکثرا دیگه خصوصی میشه................

.............................................

نمیگم بار اوله که یکی اومد تو زندگیم ولی

 به جرات میتونم بگم بار اوله که 1نفررو جزئی از وجودم

حس میکنم

میدونم تویی که الان با چشای نازت داری این آپو میخونی میگی:

بهار 2 باره احساساتی شده و داره اشتب میکنه و واسش زوده

میگی من هوس بازمو نمیتونم جلو خودمو بگیرم

ولی تگو چون دارم آرامشو با تموم وجودم حس میکنم

دارم متولد میشم ...............

چون اونی رو که عاشقش بودمو خودش منو نخواست

 

1نفر چندماهی هست که زندگیشو داره فدای من میکنه.....

تو این چند ماه خدا میدونه چقد ازم بریده و به رو خودش نیورده

حتی 1 بارهم باهام بد نبوده و سرم داد نکشیده

فقط آرومم میکنه و خونسردی رو یادم میده

البته بطور مستقیم که نمیگه ازم یادبگیر ولی با کاراش یادم میده

منم در عوض اعتمادی که بهم داره تا حالا1 دروغ کوچولو هم بهش نگفتمه............

به داشتنش افتخار میکنم

خصوصا مو قعی که مامانم خوبیهاشو تحسین میکنه

 

نمیخوام بنویسم دوستت دارم و عاشقتم چون

اینا همش حرفا مهم اینه بهش عمل کنی..........

                           

              امیر علی( پریه ناز موچکولو) مرسی به خاطر همه چیز

 

 ل ب ا ت د ا ر ه م ی ش ه م ش ک ی

 آخرین حرف: راستی بهارما یادتون هست؟؟

 

 

مرسی از کامنتاتون

پریه ناز موچکولو که دختر نیست

من کی گفتم؟؟؟؟؟؟

 

منم تو این بلاگ احساس آرامش دارم

+نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت17:20توسط جوجه موچکولو (بهار شیطووووووون) | |